محمد جواد خدام هستم با اندکی ذوق و هنر. عکس میگیرم، طرح میزنم، مینویسم وگه گداری شعر(!) هم میسرایم
گزارش تصویری// گرد محرومیت بر سر روستای توریستی "سر آقا سید"
ساعت | نوشته ‌شده به دست محمد جواد خدام | ( )

 گرد محرومیت بر سر روستای توریستی

 گرد محرومیت بر سر روستای توریستی "سر آقا سید"


وقتی مردم فریاد میزنند
ساعت | نوشته ‌شده به دست محمد جواد خدام | ( )

 

ادامه تصاویر در ادامه مطلب

برچسب‌ها: قدس, راهپیمایی, مردم, غزه

مرد
ساعت | نوشته ‌شده به دست محمد جواد خدام | ( )
مدتی گذشت
مدتی که شاید برای برخی بسیار کم باشد اما برای بسیاری خیلی زیاد
ابتدایش را خوب یاد دارم. خیلی خوب. آنقدر که میتوانم با نوشتن آنها کتاب‌ها بنویسم. کتاب بنفش، کتاب سبز، کتاب ادعاهای باید و نباید‌ها، کتاب کاش و اگر، کتاب کشک و کتابی برای نسل جوان، نسل آزادی، نسل حرفهای جدید، نسل فیس بوک و پیامک.
کر شدن گوش فلک را از ادعاهای کوچک و کلفت مردهای بد قول و "می‌توانستیم" و "می‌خواهیم" و "چرا؟" و هزار عیب و نقص به رخ کشیدنهایشان تصویر خرداد را غیر قابل فراموش شدنی کرده است.
وقتی مردی بی ‌آلایش و ساده با کلماتی ساده‌تر و بدون گریم وارد عرصه می‌شود و مهم تر آنکه مدالهایی را بردوش میگیرد که به فکر کسی خطور نمی‌کرد به فکر جاهلان و بی خردان ساده لوح فرصت طلب اینگونه می‌افتد که چه شد؟ مگر من چه چیزی از او کمتر دارم؟ چرا من جای او نباشم و ننشینم؟ و هزار وسوسه دیگر...
این همان دلیلی است که مردان زیادی را داوطلب نامزدی کرد.
آن مرد اشکال داشت. عیب داشت. بدی داشت اما شرف هم داشت. توانایی انجام کار داشت. مرد "میتوانیم" را "به انجام رساندیم" بود.
نه آنکه بعد از زمانی با قسم و آیه بگوید "نشد" !
نه آنکه تیشه بردارد و با قدرت شرف مردمانی را هدف بگیرد که شرافتش بخشیدند.
آن مرد گدا نبود و دستش را جلوی هر کس و ناکسی دراز نمیکرد.
از خانه که بیرون میرفت از ابهت مردانگیش و استواری قدمهاو صلابت سخنانش دشمنان عرصه را خالی می‌کردندو سعی در شکستن و خم کردن پشتش داشتند، اما ناتوان. واهل خانه با بودنش دلشان گرم بود که مردی هست.
اما امروز خانه بی مرد است. اگر پدر بزرگ نباشد دیگر خانه‌ای هم نیست. آرامش هم نیست. همه را دشمن برده، تنها مانده قاب عکس روی دیوار و چادر مادر .
دلم برای مرد تنگ نشده بلکه برای مردانگی تنگ شده، برای سادگی و بی تکلف سخن گفتن. مادر میگوید تو هم مرد می‌شوی ولی کاش مردی بود.

برچسب‌ها: مرد, خانه, پدربزرگ

میلاد امام حسن مجتبی(علیه السلام) + لینک دانلود پوستر
ساعت | نوشته ‌شده به دست محمد جواد خدام | ( )

تقدیم به مولای کریم حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

 (میلاد امام حسن مجتبی (علیه السلام

فایل اصلی و با کیفیت بیشتر در لینک زیر:

پوستر میلاد امام حسن مجتبی (علیه السلام)


خدمت محبوب
ساعت | نوشته ‌شده به دست محمد جواد خدام | ( )

ﻫﻨﮕـﺎﻣﻰ ﮐـﻪ ﺑﻨـﺪه ﭘﺮوردﮔﺎر را ﺷﻨﺎﺧﺖ ، او را دوﺳﺖ ﻣﻰ دارد؛ و ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿـﺐ ﺗﻤـﺎم ﻣﻌـﺎﻣﻼت او ﺑـﺎ ﺧـﺪا ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﻣﺤﺒﻮب ﺑﺎ ﻣﺤﺒﻮب ﻣﻰ ﮔﺮدد. و آﯾﺎ ﻣﺤﺒﻮﺑﻰ را ﻣﻰ ﺷﻨﺎﺳﻰ ﮐﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮب ﺑﺮاى او ﺳـﺨﺖ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺑﺨﺼﻮص ﻣﻮﻗﻌﻰ ﮐﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮب ﺑﺰرﮔﺪاﺷﺖ و ﻟﻄﻔﻰ از ﻃﺮف او ﺑﻠﮑﻪ ﺑـﺎﻻﺗﺮ، دﻋـﻮت ﺑﻪ ﻣﺠﻠﺲ اﻧﺲ و ﮐﺮاﻣﺖ ﺑﺎﺷﺪ.و ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ از ﺧﻄﺎﺑﻰ ﮐﻪ ﺗﮑﻠﯿـﻒ در آن اﺳـﺖ ، ﻟﺬت ﻣﻰ ﺑﺮد و ﺑﻪ اﻧﺪازه ﻣﺤﺒﺖ و دوﺳﺘﻰ ﺟﺎن ﺧﻮﯾﺶ را ﻓﺪا ﻣﻰ ﮐﻨﺪ؛ و دﻗﺖ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻤـﺎم ﻣﻨﻈﻮر او را اﻧﺠﺎم دﻫﺪ؛ و در ﺑﺪﺳﺖ آوردن ﺗﻤﺎم ﻣﺤﺒﺖ او ﮐﻮﺷﺶ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ؛ ﮔﺮﭼﻪ از او ﻧﺨﻮاﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﮑﺎرﮔﯿﺮى ﺗﻤﺎم ﻧﯿﺮوى ﺧﻮد را در اﯾﻦ راه ﻟﺬت و ﺳﻌﺎدت ﻣﻰ داﻧﺪ؛ و ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ اﻧﺠـﺎم ﭼﯿﺰﻫﺎى ﻣﻮرد ﻋﻼﻗﻪ ﺧﺪا از ﻣﺤﺒﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﭼﯿﺰﻫﺎ و ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎى او ﻣﻰ ﺷﻮد.و ﺑﺎ ﺷﻮﻗﻰ ﮐﺎﻣﻞ و ﺑـﺎ ﻗﺒﻮل ﻣﻨﺖ ﺧﺪا - در اﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ او اﺟﺎزه اﯾﻦ ﮐﺎر را داده اﺳﺖ - ﺑﻪ آن ﻋﻤﻞ ﻣﻰ ﮐﻨـﺪ و در ﻗـﺼﺪ او ﭼﯿﺰى ﻏﯿﺮ از ﺧﺪا و رﺿﺎﯾﺖ او ﭘﯿﺪا ﻧﻤﻰ ﺷﻮد.و اﯾـﻦ ﻧﯿـﺖ را ﺑـﺎ ﻧﯿـﺖ ﺑﺪﺳـﺖ آوردن ﺛـﻮاب و ﭘﺎداش و ﺑﻬﺸﺖ و ﻧﻌﻤﺘﻰ از ﻧﻌﻤﺘﻬﺎى ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﺨﻠﻮط ﻧﻤﻰ ﮐﻨﺪ؛ ﭼﻪ رﺳﺪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﻪ رﯾـﺎ، ﮐـﺴﺐ ﺷﻬﺮت و اﻃﻼع و رﺿﺎﯾﺖ ﻏﯿﺮ ﺧﺪا را ﺑﺎ ﻧﯿﺖ رﺿﺎﯾﺖ ﺧﺪا ﻫﻤﺮاه ﮐﻨﺪ.

المراقبات(ص67)

برچسب‌ها: روزه, محبوب, رمضان

داعش و دیپلماسی لبخند( استاد علیرضا قزوه)
ساعت | نوشته ‌شده به دست محمد جواد خدام | ( )
و بی گمان اگر داعش بیاید و در سامرا جولان دهد 
بعضی وزیرهای علوم 
در بعضی نقاط جهان 
بی خیال داعش و کربلا 
در کار مهره چینی خود هستند
منظور من شاید وزیر علومی باشد در بورکینوفاسو

 


و بی گمان اگر داعش بیاید و در نجف جولان دهد 
بعضی وزیرهای خارجه بعضی نقاط جهان 
همچنان لبخند می زنند و 
از هفت روز هفته شان شش روز را با پنج بعلاوه یک سپری می کنند 
منظورم وزیر خارجه جایی ست مثل  گینه بیسائو


و بی گمان اگر داعش بیاید و در کربلا جولان دهد 
بعضی پریزیدنت های بعضی کشورها 
دنبال صحبت تلفنی با خادم الحرمین شریفین اند 
تا بلند بگویند تقبل الله یا شیخ
و از کنار ماجرای سامرا یک جور بگذرند
منظورم رییس جمهور سابق چچنستان است


اصلا به شعر چه 
بگذار سیاست بر میز مذاکرات همچنان لبخند بزند 
تا از خنده روده بر بشود
بگذار  دیرالزور را به زور بگیرند 
ما تلافی اش را در دانشگاه های مان در می آوریم  
تا جبهه اصلاحات برنده شود فردا 
تا اصحاب فتنه برگردند 
و داعش ایرانی شکل بگیرد 
نمی شود نشست و تماشا کرد داعش را 
و داعش های وطنی را 
که اوضاع جهان را مساعد می بینند 
هشت روزش را 
با پول های آزاد شده ما 
پپسی  می خورند.
نمی شود نشست و تماشا کرد 
که جای یاوری  قدس 
حالا 
مسلمانان چچن  و هشتاد جای دیگر
سر محافظان حرم را می برند
در سوریه 
در سامرا 
نمی شود نشست و تماشا کرد 
که هر روز سرها بر نیزه می شود 
و شیخ آل سعود 
برای رفع ضعف قوه بائش  هر روز
سوسمارهای داعش را روانه بیابان می کند


نمی شود نشست و تماشا کرد 
که دیپلماسی ما دهانش تا بناگوش باز است 
و معلوم نیست به کی لبخند می زند 
اصلا گور پدر  پنج بعلاوه شش 
می خواهم سر به تنش نباشد 

شش بعلاوه ی هفت 
تمام اینها دروغ است 
و حقیقت همین کربلاست
همین حسین شهید است 
همین امام غائب ماست 
که دنبال رد پایش 
اصحاب دجال 
به سامرا رسیده اند
طالبان و داعش دروغ اند 
تمام شان از شکمبه شاه عربستان بیرون زده اند
تمام شان از آروغ شاه نفت اند 
باید شلیک کرد 
با گلوله 
با شعر
با فریاد 
با اعزام بچه های بسیجی
و شام داعش را سیاه کرد 
باید  داعش را تجزیه کرد 
و چهار حرفش را شکافت و بیرون ریخت
حرف نخست داعش 
ترکیب دزدی است و دنائت با دیپلماسی غربی
و دومین حرفش محصول مشترک دوقلوهای به هم پیوسته  امریکا و اسرائیل است 
و حرف بعدی آن
عربستان است با شاه بی خردش
که شوت است و شراب وسوسه های شیطان را نوشیده است
نمی شود نشست و تماشا کرد


فردا دوباره جام جهانی است 
و فرصت دوباره شیطان هاست 
که حمله کنند با داعش هاشان 
با توپ های واقعی  و داورهای دیپلمات شان 
که حمله کنند با فوروارد طالبان و با هافبک های سپاه ابرهه و  مربیان اسرائیلی
و پول شاه خرفت عربستان

که بگذرند از دروازه کربلا و سامرا 
نمی شود نشست و تماشا کرد 
حالا این خط و این نشان 
نمی شود نشست و تماشا کرد
تدبیر را و امید را 
که مدتی ست 
مانند دیوانه ها 
فقط می خندد و لام تا کام 
حرفی نمی‌زند.


یا علی ابن ابی طالب
ساعت | نوشته ‌شده به دست محمد جواد خدام | ( )
 

 

 

 

برچسب‌ها: علی

برای رسیدن به او
ساعت | نوشته ‌شده به دست محمد جواد خدام | ( )

کافیست خودت را فراموش کنی

فاطمیه
ساعت | نوشته ‌شده به دست محمد جواد خدام | ( )
بیایید امسال سیزده به در لگد نزنیم
صدای فاطمه می‌آید از پسش، چشم هم نزنیم
نامردِ روسیاهِ عرب هم خوب میدانست
مردباشیم برزخم مرتضی نمک نزنیم
برچسب‌ها: فاطمیه, سیزده

عجب مملکتی داریم!!!
ساعت | نوشته ‌شده به دست محمد جواد خدام | ( )
عجب مملکتی داریم

مملکتی عجیب داریم

از عدالت اجتماعی گرفته تا اعتدال و امید!!!

از مردم کپن بگیر قدیم تبدیل شدیم به ملت مدرن یارانه بگیر و امروز دوباره تنزل کردیم به عصر قدیم

فرقش را فقط میشود در نوع اخذ آن دانست که دستشان درد نکند کارمان را راحت کردند. خودشان  هرچه بخواهند میخرند و تقدیممان میکنند.

گاهی اوقات  از بین این همه جوان تحصیل کرده مردی وارد دستگاه میشود که تحصیل نکرده

گه گداری وزیرمان یادش میرود درباره چه سخن میگفته (اصلا به فراموشی  مشکلات مردم ربط ندارد)

وزارت محترم امور خارجه مان تبدیل شده به پسران خوب و مودب و حرف گوش کنان خارجه رفته

قصد تخریب ندارم، توقعی هم ندارم که در این مدت کم کاری بتوان کرد اما چه بگویم از این سخن بهتر:

"سالی که نکوست از بهارش پیداست"

 یا شاید این جمله کارساز تر باشد:

"ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی           این ره که تو میروی به ترکستان است"

 


 
دیگر موارد